شاعر در این متن به ستایش از شاه شرع میپردازد و از او درخواست لطف و توجه میکند. او بیان میکند که حتی کمی توجه از جانب شاه برایش کافی است و از قضا و قدر رضای شاه سخن میگوید. همچنین، شاعر از لطفهای شاه به مخالفانش یاد میکند و امیدوار است که به عنوان فردی مخلص، سهمی از این لطفها داشته باشد. او از نکبت دوری میجوید و آرزوی بهرهمند شدن از دولت و خوشبختی را دارد.
این متن به دلیل استفاده از واژگان و مفاهیم پیچیدهی ادبی و فلسفی مانند قضا و قدر، مخالفان، مخلص، و نکبت، برای مخاطبان با سنین پایینتر ممکن است قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل ستایش و درخواستهای شاعرانه نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
شمارهٔ ۱۸۶ - ایضا له
اگر نباشد بسیار اندکی باید ۱
درین مقام که امروز جاه و دولت تست
ترا نظر بهمه عمرو و زیرکی باید ۲
مرا ز کوی عتابی که نیستش سروبن
سوی قضای رضای تو میلکی باید ۳
ز لطفها که ترا بر مخالفان خودست
مرا که مخلصم آخر ز صد یکی باید ۴
ز نکبتی که مبادا، چوبی نصیب نیم
ز دولتی که فزون باد، چیزکی باید ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.