خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و مستی چشم معشوق خود میگوید و آرزو میکند که معشوق با نگاه کریمانهاش، شرابی به او بدهد که جانافزاست. همچنین از معشوق میخواهد تا چشمهایش را به خواب ببندد تا مشکلات شاعر برطرف شود.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین استفاده از استعارههایی مانند شراب و مستی نیاز به درک ادبی بالاتری دارد.
شمارهٔ ۱۸۳ - وله ایضا
نیم مستست چشم دلبر من
خوابش از هیچگونه می ناید ۱
چشم دارم که تو بحکم کرم
زان شرابی که جان بیفزاید ۲
چشم او را به خواب بسته کنی
تا ازو کار بنده بگشاید ۳
خوابش از هیچگونه می ناید ۱
چشم دارم که تو بحکم کرم
زان شرابی که جان بیفزاید ۲
چشم او را به خواب بسته کنی
تا ازو کار بنده بگشاید ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۸۲ - ایضا له
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۸۴ - وله ایضاً
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.