خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که در آن شاعر به ستایش کرامت و لطافت یک شخصیت یا وجود مقدس میپردازد. او با استفاده از تصاویر زیبایی مانند باغ، یاسمن، سرو، گوهر عدن، و مشک، به توصیف ویژگیهای برجستهی این شخصیت میپردازد و بیان میکند که هیچ چیزی در جهان به پای او نمیرسد. شاعر همچنین از زبان و بیان خود برای تقدیر و تشکر از این وجود سخن میگوید.
این متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از صنایع ادبی و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شمارهٔ ۱۷۲ - وله ایضا
ای کریمی که با لطافت تو
باغ را برگ یاسمن نبود ۱
چو تو در راستی و ازادی
قامت سرو در چمن نبود ۲
تا بلفظ تو در نیاویزد
قیمت گوهر عدن نبود ۳
چون من از خلق تو سخن گویم
مشک را جای دم زدن نبود ۴
چون من و چون تو کس بدست و زبان
در فشان و شکر شکن نبود ۵
سخنی کاندرو همه شکرست
گر چه جز در زبان من نبود ۶
من ز دست تو چشم می دارم
شکری کاندران سخن نبود ۷
باغ را برگ یاسمن نبود ۱
چو تو در راستی و ازادی
قامت سرو در چمن نبود ۲
تا بلفظ تو در نیاویزد
قیمت گوهر عدن نبود ۳
چون من از خلق تو سخن گویم
مشک را جای دم زدن نبود ۴
چون من و چون تو کس بدست و زبان
در فشان و شکر شکن نبود ۵
سخنی کاندرو همه شکرست
گر چه جز در زبان من نبود ۶
من ز دست تو چشم می دارم
شکری کاندران سخن نبود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۷۱ - وله ایضا
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۷۳ - وله ایضا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.