خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که با وجود تمایل به ستایش مخاطب، زبان و بیانش قاصر است و نتوانسته است معانی و الفاظ مناسب برای مدح بیابد. او از عجز خود در بیان شایستهی مقام مخاطب سخن میگوید و در نهایت به این نتیجه میرسد که ارزش مخاطب فراتر از هر ستایشی است.
این متن دارای مفاهیم انتزاعی و ادبی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با مضامین آن ارتباط برقرار کنند.
شمارهٔ ۱۶۶ - وله ایضا
در مدح تو اگر چه مجالی فسیح بود
وین بنده را زبان عبارت فصیح بود ۱
چندان که خواستم که کنم نظم مدحتی
نه معنی غریب و نه لفظی ملیح بود ۲
چون بادپای خوشرو اندیشه گرم کرد
از عجز درسر آمد و عیبی قبیح بود ۳
گفتی قلم شدست مرا دست با قلم
وین از کسل نبود که عجز صریح بود ۴
بسیار گرد طبع پریشان برآمدم
نه پاسخی بجای و نه عذری صحیح بود ۵
تا عاقبت زعقل شنیدم که موجبش
این بود و بس که قدر تو بیش از مدیح بود ۶
وین بنده را زبان عبارت فصیح بود ۱
چندان که خواستم که کنم نظم مدحتی
نه معنی غریب و نه لفظی ملیح بود ۲
چون بادپای خوشرو اندیشه گرم کرد
از عجز درسر آمد و عیبی قبیح بود ۳
گفتی قلم شدست مرا دست با قلم
وین از کسل نبود که عجز صریح بود ۴
بسیار گرد طبع پریشان برآمدم
نه پاسخی بجای و نه عذری صحیح بود ۵
تا عاقبت زعقل شنیدم که موجبش
این بود و بس که قدر تو بیش از مدیح بود ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۶۵ - وله ایضا
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۶۷ - وله ایضا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.