خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این شعر خطاب به پیشوای دینی است که مردم برای رهایی از ظلم به او پناه میبرند. شاعر از تغییر احوال روزگار و گرایش مردم به معامله و سودجویی شکایت میکند و از زحمات خود برای پیشوای دینی میگوید. او تأکید میکند که رسمهای نادرست در جامعه رواج یافته و هر کس به دنبال منافع خود است.
محتوا شامل مفاهیم انتقادی نسبت به جامعه و مسائل دینی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهٔ بیشتر نیاز دارد. همچنین، برخی از واژهها و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شمارهٔ ۱۵۶ - وله ایضا
ای پیشوای شرع که ایناء روزگار
از بهر دفع ظلم بتو النجا کنند ۱
ارباب فضل ملتزم منّتی شوند
در خدمت تو گر بمثل جان فدا کنند ۲
احوال روزگار از آن شد که بعد ازین
از بهر سود رغبت بیع و شری کنند ۳
دیریست تا که زحمت حضرت همی دهم
انصاف نیست خوش که گرانی با کنند ۴
ابرام رسم هاست نه اینجا که واجبست
بل هر کجا که خود طعمی ابتدا کنند ۵
از بهر دفع ظلم بتو النجا کنند ۱
ارباب فضل ملتزم منّتی شوند
در خدمت تو گر بمثل جان فدا کنند ۲
احوال روزگار از آن شد که بعد ازین
از بهر سود رغبت بیع و شری کنند ۳
دیریست تا که زحمت حضرت همی دهم
انصاف نیست خوش که گرانی با کنند ۴
ابرام رسم هاست نه اینجا که واجبست
بل هر کجا که خود طعمی ابتدا کنند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۵۵ - وله ایضا
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۵۷ - ایضا له
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.