خلاصه و ردهبندی سنی
15+
متن بالا یک شعر عرفانی و اخلاقی است که به ستایش خداوند و قدرت بینهایت او میپردازد. شاعر بیان میکند که همه نعمتها و قدرتها از جانب خداست و اوست که عدالت را برقرار میکند. همچنین، شاعر از ظلمی که به او شده شکایت میکند و از خدا میخواهد که داد او را از ستمگران بستاند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به تفسیر دارند که برای سنین پایین مناسب نیست.
شمارهٔ ۸۸ - وله ایضا
سرفرازا خدای عزّ وجل
بتو اقبال بی تناهی داد ۱
این چنین دولت اکتسابی نیست
که ترا قدرت الهی داد ۲
عصمت خون و مال خلق تویی
همه عالم برین گواهی داد ۳
بخدایی که فیض انعامش
جان و روزی مرغ و ماهی داد ۴
حکمت او ترا به استحقاق
ملک بخشید و پادشاهی داد ۵
که بده داد من ز دست خری
که به رویم لباس کاهی داد ۶
مال من بستد و ، بداد بدان
از مناهیّ و از متنهی داد ۷
عوض زرّ سرخ و سیم سپید
زرد رویی و دل سیاهی داد ۸
از که باشد امید مظلومان
گر تو یاری من نخواهی داد؟ ۹
بتو اقبال بی تناهی داد ۱
این چنین دولت اکتسابی نیست
که ترا قدرت الهی داد ۲
عصمت خون و مال خلق تویی
همه عالم برین گواهی داد ۳
بخدایی که فیض انعامش
جان و روزی مرغ و ماهی داد ۴
حکمت او ترا به استحقاق
ملک بخشید و پادشاهی داد ۵
که بده داد من ز دست خری
که به رویم لباس کاهی داد ۶
مال من بستد و ، بداد بدان
از مناهیّ و از متنهی داد ۷
عوض زرّ سرخ و سیم سپید
زرد رویی و دل سیاهی داد ۸
از که باشد امید مظلومان
گر تو یاری من نخواهی داد؟ ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۸۷ - وله ایضا
گوهر بعدی:شمارهٔ ۸۹ - ایضاً له
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.