خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر پس از تحمل رنجهای بسیار و سه سال بندگی، امیدوار بود که پاداش بیشتری دریافت کند، اما نه تنها پاداشی نیافت، بلکه تمام زحماتش نادیده گرفته شد. او این وضعیت را با مثالی از خر و سرو بیان میکند که خر به جای آوردن سرو، گوشهایش را پایین انداخت.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و تمثیلی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شمارهٔ ۸۱ - ایضا؛ له
زان پس که هزار غصّه خورم
در بندگیت سه سال آزاد ۱
گفتم شودم جرایت افزون
چون هر کس را زیادتی داد ۲
افزون نشد این و آنچه خود بود
یکبارگی از قلم بیفتاد ۳
از صورت حال خود برین شکل
دانی که چه آیدم همی یاد ۴
خر رفت که آورد سرویی
ناورد سرو و گوش بنهاد ۵
در بندگیت سه سال آزاد ۱
گفتم شودم جرایت افزون
چون هر کس را زیادتی داد ۲
افزون نشد این و آنچه خود بود
یکبارگی از قلم بیفتاد ۳
از صورت حال خود برین شکل
دانی که چه آیدم همی یاد ۴
خر رفت که آورد سرویی
ناورد سرو و گوش بنهاد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۸۰ - وله ایضا
گوهر بعدی:شمارهٔ ۸۲ - ایضا له
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.