خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از ناامیدی و نارضایتی خود از زندگی می‌گوید. او احساس می‌کند که هیچ بهره‌ای از شادی و جوانی نبرده و تفاوت چندانی بین مرگ و زندگی برایش وجود ندارد. شاعر از بی‌عدالتی‌های روزگار و تقدیر شکایت دارد و احساس می‌کند که تلاش‌هایش بی‌فایده است. او همچنین به بی‌هنری در زمانه اشاره می‌کند و از این که سرمایه‌اش تنها معانی و شعر است، ابراز تاسف می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی مانند ناامیدی، تقدیر و مرگ است که درک آن‌ها برای مخاطبان کم‌سن‌وسال دشوار بوده و ممکن است بر روحیه آن‌ها تاثیر منفی بگذارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شمارهٔ ۶۵ - فی الشّکایه

مرا که هیچ نصیبی ز شادمانی نیست
بسی تفاوتم از مرگ و زندگانی نیست ۱

به روزگار جوانی اگر تو را رنگیست
مرا به جز سیبی رنگی از جوانی نیست ۲

ز من فلک عوض عشوه عمر می خواهد
که عشوه نیز درین دور رایگانی نیست ۳

ز ناروایی کارم شکایتست ار نی
در آب چشمم تقصیر از روانی نیست ۴

برای نظم معیشت همیشه در سعیم
چه سود سعی چو تقدیر آسمانی نیست؟ ۵

کسی که او را فضلی چنان که باید هست
گمان مبند که کارش چنین که دانی نیست ۶

در آن جهان مگرم بهره یی بود ز هنر
چو هیچگونه مرا کام این جهانی نیست ۷

چو شاعری ز پی عدّت قیامت راست
سزد که حصّة من زین حطام فانی نیست ۸

چو بهترین هنری در زمانه بی هنریست
مرا چه سود که سرمایه جز معانی نیست؟ ۹

پس از سه سال سفر از من این که بستاند؟
که جز فسانه مرا هیچ ارمغانی نیست ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۶۴ - ایضاً له
گوهر بعدی:شمارهٔ ۶۶ - وله ایضا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.