خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به بیان احساسات خود درباره جایگاه والای خویش در مقایسه با افلاک و زمانه میپردازد. او با وجود داشتن جاه و مال، از دزدی اشعارش توسط دیگران شکایت دارد و خود را همچون همای سایهافکن میداند که استخوان میخورد اما ملک زیر سایه اوست.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اجتماعی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین استفاده از استعارهها و کنایههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شمارهٔ ۵۷ - وله ایضا
بزگوارا هر چند طبع من در نظر
به رتبتیست که افلاک زیر پایة اوست ۱
ز روزگار به حالیست هر چه رسواتر
و گر چه پردة نام نکو وقایة اوست ۲
من این چنین و خداوند جاه و مال شده
کسی که دزدی اشعار بنده مایة اوست ۳
همای سایه فکن این چنین بود که منم
خود استخوان خورد و ملک زیر سایة اوست ۴
به رتبتیست که افلاک زیر پایة اوست ۱
ز روزگار به حالیست هر چه رسواتر
و گر چه پردة نام نکو وقایة اوست ۲
من این چنین و خداوند جاه و مال شده
کسی که دزدی اشعار بنده مایة اوست ۳
همای سایه فکن این چنین بود که منم
خود استخوان خورد و ملک زیر سایة اوست ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۵۶ - وله ایضا
گوهر بعدی:شمارهٔ ۵۸ - ایضا له
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.