خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از شوق و عشق خود به شخصی به نام "سپهر قدرا" سخن می‌گوید و از رنج فراق و هجران او می‌نالد. او از لطف و همت والای سپهر قدرا یاد می‌کند و بیان می‌کند که شوق خدمت به او در دلش هزاران برابر شده است. شاعر با اشاره به ضمیر پاک سپهر قدرا، از او درخواست شفا و التیام برای جان خود می‌کند.

این متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیده در شعر، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

شمارهٔ ۵۲ - ایضا له

سپهر قدرا! شوق رهی بخدمت تو
چو لطف شامل تو از قیاس بیرو نست ۱

ز دست هجر تو هر شب فغان سینة من
چو پای همّت تو بر فراز گردونست ۲

گذشت در نظرم عکس نوک خامة تو
از ین سبب مژه ام بر زر درّ مکنونست ۳

بسی معالجت شوق کرده ام هر بار
و لیک هرگز از این سان نبود کاکنونست ۴

برین صفت که من از فرقت تو رنجورم
شفای جان من از طلعت همایونست ۵

ز روی صورت اگر چه ز حضرتت دورم
ضمیر پاک تو داند که حال من چونست ۶

بدان خدای که از فیض ابر قدرت او
سر بهاران سبزست و چهره گلگونست ۷

که شوق خادم داعی همی به خدمت تو
از آنچه بود یکی صد هزار افزونست ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۵۱ - ایضا له
گوهر بعدی:شمارهٔ ۵۳ - وله ایضا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.