خلاصه و ردهبندی سنی
12+
متن درباره پلنگی است که از غرور خود با موجودات دیگر میجنگد، اما در نهایت توسط موشی ضعیف شکست میخورد. این داستان نشان میدهد که غرور و تکبر میتواند باعث سقوط حتی قویترین افراد شود.
متن دارای مفاهیم اخلاقی و تمثیلی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از زبان ادبی و کهن ممکن است برای کودکان کمسنوسال دشوار باشد.
شمارهٔ ۵۱ - و قال ایضاً
خواجه از کبر آن پلنگ آمد
که همی با وجود بستیزد ۱
راتق وفاتقش یکی موشست
کز پلیدیش سگ بپرهیزد ۲
هر کران این بقصد زخمی زد
حالی آن دگر برو میزد ۳
هر کجا موش گشت جفت پلنگ
ابله آنکس بود که نگریزد ۴
که همی با وجود بستیزد ۱
راتق وفاتقش یکی موشست
کز پلیدیش سگ بپرهیزد ۲
هر کران این بقصد زخمی زد
حالی آن دگر برو میزد ۳
هر کجا موش گشت جفت پلنگ
ابله آنکس بود که نگریزد ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۵۰ - و قال ایضاً بمدحه
گوهر بعدی:شمارهٔ ۵۲ - وله ایضاً
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.