خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر بیانگر آرزوی یک دعاگو برای رسیدن به جایگاهی برتر و ممتاز در نزد معشوق است. او امیدوار است که با وجود مشکلات و محنت‌ها، روزی به آرزوهایش برسد و سرانجامی بهتر از آغاز داشته باشد. در غیر این صورت، راهی که آمده را بازمی‌گردد.

مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند فقر و محنت نیاز به تجربه و درک بیشتری از زندگی دارند.

مشاهده کامل

شمارهٔ ۴۱ - وله ایضاً فیه

دعاگو را توقّع بود صدرا
که چون عمری ترا دمساز گردد ۱

بصد ترتیب و تشریف و نوازش
ز دیگر بندگان ممتاز گردد ۲

چو دارد مایه از خاک جنابت
برفعت با فلک انباز گردد ۳

نبود اندر خیال او کزینسان
قرین فقر و جفت آز گردد ۴

بچنگ گوشمال محنت اندر
چنان ابریشم ناساز گردد ۵

هنوزش هست امّیدی که ناگه
در دولت برویش باز گردد ۶

چو اقبال تو بر وی کرد اقبال
سرانجامش به از آغاز گردد ۷

گرش این آرزو گردد محقّق
بدین درگاه با صد ناز گردد ۸

وگرنه زین سپس زحمت نیارد
بهم آن راه کامد باز گردد ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۴۰ - وله ایضآ یمدحه
گوهر بعدی:شمارهٔ ۴۲ - ایضاً له یمدح الملک العادل اصفهبد المازندران
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.