خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از کسی شکایت میکند که هر روز بدون زحمت آمدن، او را با وعدههایی سرگرم میکند و با وجود دانستن صد عذر برای نیامدن، هیچ راهی برای آمدن نمییابد.
متن دارای مفاهیم عاطفی و پیچیدگیهای احساسی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد.
شماره ۸۳۱ - بی آنکه بآمدن قدم رنجانی
بی آنکه بآمدن قدم رنجانی
هر روز مرا بوعده یی بنشانی ۱
صد عذر نکو نیامدن را دانی
یک حیله برای آمدن نتوانی ۲
هر روز مرا بوعده یی بنشانی ۱
صد عذر نکو نیامدن را دانی
یک حیله برای آمدن نتوانی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳۰ - پیوسته ز بهر شهوت جسمانی
گوهر بعدی:شماره ۸۳۲ - گه می خوانی مرا و گه می رانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.