خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از عشق و رشک بتها سخن میگوید و با زبانی عاشقانه و اندوهگین، از سختدلی معشوق و ناامیدی خود مینالد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شعری ممکن است برای سنین پایین جذابیت نداشته باشد.
شماره ۸۲۱ - بگذشت بمن رشک بتان چگلی
بگذشت بمن رشک بتان چگلی
پوشیده رخ از نقاب چشم از چگلی ۱
گفتا که ز عشق من نمردی تو هنوز؟
ای سخت دل سست امید، ازچه گلی؟ ۲
پوشیده رخ از نقاب چشم از چگلی ۱
گفتا که ز عشق من نمردی تو هنوز؟
ای سخت دل سست امید، ازچه گلی؟ ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲۰ - چون نیست چمن زرنگ و بویی خالی
گوهر بعدی:شماره ۸۲۲ - چون حاصل کارماست بی فرجامی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.