خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از رابطهای نابرابر و دردناک سخن میگوید که در آن یک طرف با ایجاد شادی و آزادی برای دیگری، خود را در بند میکند. سپس این وضعیت معکوس میشود و طرف مقابل نیز شکایت میکند. در پایان، شاعر با طعنه میپرسد که چگونه شاگردی میتواند از استاد خود پیشی بگیرد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و روانشناختی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، اشاره به رابطه نابرابر و احساسات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۷۹۰ - پیوسته کنی تو از غم من شادی
پیوسته کنی تو از غم من شادی
چندانکه من از بندگیت آزادی ۱
پس تو هم گله کنی و من آزادی
شاگرد که ای بتابد ین استادی؟ ۲
چندانکه من از بندگیت آزادی ۱
پس تو هم گله کنی و من آزادی
شاگرد که ای بتابد ین استادی؟ ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۸۹ - آن آب کزو بود دلم را شادی
گوهر بعدی:شماره ۷۹۱ - گر دوش بتم تالۀ من بشنودی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.