خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دلبستگی عمیق خود به معشوق سخن میگوید و درد فراق را توصیف میکند. او از اشکهای خونین و احساسات آتشین خود میگوید که مانند رگهای چنگ از پوست بیرون زدهاند.
این متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربههای عاطفی نیاز دارد. همچنین، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد یا باعث سردرگمی شود.
شماره ۷۱۲ - آن دل که نشد ز خطّت ای دوست برون
آن دل که نشد ز خطّت ای دوست برون
از دایره وصل نه نیکوست برون ۱
با من رگ چشم دوش در خون باری
همچون رک چنگت آمد از پوست برون ۲
از دایره وصل نه نیکوست برون ۱
با من رگ چشم دوش در خون باری
همچون رک چنگت آمد از پوست برون ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۱۱ - هر شب ز غم تو ای غمت روز افزون
گوهر بعدی:شماره ۷۱۳ - از خار چو آمد گل رنگین بیرون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.