خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از بیتوجهی معشوق به بازیهای عاشقانهاش شکایت میکند و بیان میکند که معشوق در ازای عشوههایش، جان او را میخواهد. اما دلش به او میگوید که با ناز و اداهایش، او را بفریبد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژههایی مانند «عشوه» و «ناز» نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۷۰۶ - خرسند نشد یار بسر بازی من
خرسند نشد یار بسر بازی من
برخاست غنش بخانه پردازی من ۱
از من به بها ی عشوه جان میخواهد
دل می گوید : بخر بانبازی من ۲
برخاست غنش بخانه پردازی من ۱
از من به بها ی عشوه جان میخواهد
دل می گوید : بخر بانبازی من ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰۵ - امروز منم زبیم جان نا ایمن
گوهر بعدی:شماره ۷۰۷ - ای وصف تو سرمایۀ گویایی من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.