خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از عشق و وابستگی شدید خود میگوید که حتی با وجود ترس از نابودی، راه گریزی از آن نمییابد. او غم عشق را به شمعی تشبیه میکند که با وجود بند بر پا و رشتهای بر گردن، همچنان میسوزد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و استعارههای پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند «بیم کشتن» و «غم» نیاز به سطحی از بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۶۶۶ - در عشق تو زآنکه هست بیم کشتن
در عشق تو زآنکه هست بیم کشتن
هر گه که ره گریز جویم ز تو من ۱
باز آوردم غم تو مانندۀ شمع
بندی بر پای و رشته یی در گردن ۲
هر گه که ره گریز جویم ز تو من ۱
باز آوردم غم تو مانندۀ شمع
بندی بر پای و رشته یی در گردن ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۶۵ - گر باد شوم، در آیمت پیرامن
گوهر بعدی:شماره ۶۶۷ - نرگس که در انتظار گل بود چو من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.