خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از شب میخواهد که طولانی باشد تا صبح نشود و لب بام دوباره نخندد. او احساس میکند که امشب مانند مرگی در دام افتادهاست و اگر صبح شود، مانند مرغی از دام رها خواهد شد.
متن دارای مضامین عرفانی و غمگینانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی بیشتری دارد.
شماره ۵۷۳ - ای شب بستان درازی از صبح بوام
ای شب بستان درازی از صبح بوام
مگذار که باز خندد امشب لب بام ۱
در عمر خود امشبم به دام آمد مرغ
گر صبح بخندد برمد مرغ از دام ۲
مگذار که باز خندد امشب لب بام ۱
در عمر خود امشبم به دام آمد مرغ
گر صبح بخندد برمد مرغ از دام ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۲ - از لعل تو پخته گشت هر کاری خام
گوهر بعدی:شماره ۵۷۴ - لب باز مگیر یک زمان از لب جام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.