خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از شدت غم و اندوه خود میگوید که وقتی میخواست شرح حالش را بنویسد، از اشک و آتش سینه، نه رنگ دوات باقی ماند و نه آب قلم.
متن دارای مضامین عاطفی و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند 'آب سرشک' و 'آتش سینه' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۷۱ - از حد چو برفت ماجرای من و غم
از حد چو برفت ماجرای من و غم
گفتم که بنامه در از آن شرح دهم ۱
خود ز آب سرشک و آتش سینه بهم
نه رنگ دوات ماند و نه آب قلم ۲
گفتم که بنامه در از آن شرح دهم ۱
خود ز آب سرشک و آتش سینه بهم
نه رنگ دوات ماند و نه آب قلم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۰ - گر چاشنی غمش بیابی یک دم
گوهر بعدی:شماره ۵۷۲ - از لعل تو پخته گشت هر کاری خام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.