خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر بیان میکند که به دلیل عدم امکان خدمت و وصال به معشوق، همیشه سر بر آستان دیوان او دارد. سپس از خود میپرسد که اگر زمانی به کمال برسد، چه نقصانی برای معشوق در آسمان خواهد بود.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و فلسفی است که درک آن ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات ادبی و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شمارهٔ ۵۵۲ - قال الملک السعید شهاب الدین سلیمانشاه و ارسل به
چون نیست مرا بخدمتت راه وصال
سر بر خط دیوان تو دارم همه سال ۱
گفتم بفلک در تو چه نقصان آید
گر زآنکه رسانیم زمانی بکمال؟ ۲
سر بر خط دیوان تو دارم همه سال ۱
گفتم بفلک در تو چه نقصان آید
گر زآنکه رسانیم زمانی بکمال؟ ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵۱ - خاک سر کوی آن بت مشکین خال
گوهر بعدی:شماره ۵۵۳ - کس لب بطرب بخنده نگشوده امسال
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.