خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از غفلت خود از ابزار و وسایل کار و گرفتار شدن در عشق و احساسات میگوید. او از دلش گلی از خون و خاک به دست آورده، اما به دلیل بیخبری و نادانی، مانند خر در گل مانده است.
متن دارای مفاهیم عرفانی و استعاری است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژههایی مانند «خر» ممکن است نیاز به توضیح داشته باشد.
شماره ۵۴۹ - کردم بهوس عمارتی اندر دل
کردم بهوس عمارتی اندر دل
وز آلت و ساز کار بودم غافل ۱
از خاک بخون دل گلی حاصل شد
وز بی کاهی چو خر بماندم در گل ۲
وز آلت و ساز کار بودم غافل ۱
از خاک بخون دل گلی حاصل شد
وز بی کاهی چو خر بماندم در گل ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۸ - ای برده گل از رخ چو گلنار تو رنگ
گوهر بعدی:شماره ۵۵۰ - ای سعد فلک را ز رخ خوب تو فال
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.