خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد و رنجی عمیق میگوید که تمام وجودش را فرا گرفته است. او خود را مانند نی و چنگی توصیف میکند که تهی از مغز و خون شدهاند و تنها استخوانی خشک باقی ماندهاند.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و استعاری است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است باعث سردرگمی یا ناراحتی آنها شود.
شماره ۵۴۱ - از بس که چکیدست مرا از هر رگ
از بس که چکیدست مرا از هر رگ
خون بر مژه همچنان که بر نشتر رگ ۱
همچون نی و چنگم که نماندست مرا
مه مغز در استخوان و نه خون در رگ ۲
خون بر مژه همچنان که بر نشتر رگ ۱
همچون نی و چنگم که نماندست مرا
مه مغز در استخوان و نه خون در رگ ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۰ - در تیره شبی چون سر زلفش تاریک
گوهر بعدی:شماره ۵۴۲ - دارم ز حیات غصّه ها بیش از مرگ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.