خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و رابطهی خود با معشوق سخن میگوید. او از معشوق میخواهد که با خندهی لعلگونهاش دلش را شاد کند، در حالی که خودش با چشمان اشکبارش غمگین است. معشوق را منشأ شادی و خود را سرشار از غم میداند و اشاره میکند که معشوق گوهر وجودش را نشان داده، اما او تنها گوهر خود را دارد.
متن دارای مضامین عاطفی و عاشقانهای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عمیق احساسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۲۳ - بگشاد بخنده لعل جان پرور خویش
بگشاد بخنده لعل جان پرور خویش
تا بگشادم بگریه چشم تر خویش ۱
او مایۀ شادیت و من کان غمم
او گوهر خود نمود و من گوهر خویش ۲
تا بگشادم بگریه چشم تر خویش ۱
او مایۀ شادیت و من کان غمم
او گوهر خود نمود و من گوهر خویش ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲۲ - ای دل بنشین طریق کاری اندیش
گوهر بعدی:شماره ۵۲۴ - ای دل مطلب زدیگران مرهم خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.