خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن از زبان دل خطاب به خودش میگوید که چرا غم دنیا را میخورد در حالی که وجود ندارد. سپس از عقل میخواهد نابودی خود را ببیند و اگر کر شود، آنگاه غم بخورد. این متن به نوعی نگاهی فلسفی و عرفانی به مفهوم وجود و غم دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک مفاهیمی مانند نابودی و غم وجود دارد.
شماره ۴۷۱ - ای دل که ترا گفت این دم میخور
ای دل که ترا گفت این دم میخور
کانگه که نباشی غم عالم میخور؟ ۱
نابودن خود بدیدۀ عقل ببین
آنگه اگرت کری کند غم میخور ۲
کانگه که نباشی غم عالم میخور؟ ۱
نابودن خود بدیدۀ عقل ببین
آنگه اگرت کری کند غم میخور ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۰ - ای دل زر و سیم رامیندیش بخور
گوهر بعدی:شماره ۴۷۲ - شد بر دل من زلفک هندوی تو چیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.