خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از معشوقهای سخن میگوید که با رفتار و زیباییاش باعث بیداری و آشفتگی دیگران شده است، در حالی که خودش در خواب و بیخبر است. او هشدار میدهد که این وضعیت هر شب تا صبح ادامه دارد و معشوقه در حالی که خوابیده، دنیایی را بیدار و پریشان کرده است.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و نمادین است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، ممکن است معانی عمیق و استعاری آن برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۴۴۱ - ای فتنه شده ززلف پستت بیدار
ای فتنه شده ززلف پستت بیدار
خود می نشود نرگس مستت بیدار ۱
زنهار روا مدار هر شب تا روز
تو خفته و عالمی ز دستت بیدار ۲
خود می نشود نرگس مستت بیدار ۱
زنهار روا مدار هر شب تا روز
تو خفته و عالمی ز دستت بیدار ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۰ - تا هست گل سعادت ای دوست ببار
گوهر بعدی:شماره ۴۴۲ - ای دل سخن زلف مشوّش بگذار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.