خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از درد فراق و جدایی از عزیزانش مینالد و به ناگهان مرگ آنان اشاره میکند که مانند گوری بیدندان، همه چیز را بلعیده و تنها خاک بر جای گذاشته است.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و مرثیهای است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، اشاره به مرگ و فراق ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۴۲۸ - آنان که زوصلشان دلم می بالید
آنان که زوصلشان دلم می بالید
جانم زفراقشان فراوان نالید ۱
ناگاه دهان گورشان بی دندان
چون آب بخورد و خاک در لب مالید ۲
جانم زفراقشان فراوان نالید ۱
ناگاه دهان گورشان بی دندان
چون آب بخورد و خاک در لب مالید ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۷ - لطف تو به آشنا و بیگانه رسید
گوهر بعدی:شماره ۴۲۹ - ای وصل تو بر تراز تمنای امید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.