خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از حالتی بین مرگ و زندگی سخن میگوید، مانند باد نوروز که نه کاملاً زنده است و نه مرده. او از نابودی و زوال خود میگوید و از دیگران میخواهد که بر وضعیتش گریه نکنند.
مفاهیم عمیق عرفانی و مرگاندیشی در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد و نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد.
شماره ۴۲۴ - بیداری چشم و خواب بختم نگرید
بیداری چشم و خواب بختم نگرید
بر دست فنا غارت رختم نگرید ۱
نه مرده، نه زنده، همچو باد نوروز
اندر تن سست جان سختم نگرید ۲
بر دست فنا غارت رختم نگرید ۱
نه مرده، نه زنده، همچو باد نوروز
اندر تن سست جان سختم نگرید ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۳ - کوه دیده که تا بر وطن خود گرید
گوهر بعدی:شماره ۴۲۵ - هنگام صبوحست حریفان خیزید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.