خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به ظلم و ستمی که بر فردی بلندمرتبه و آزاده رفته اشاره دارد. او که مانند شمعی روشنگر و سروی بلندقامت بود، به اسارت و نیازمندی کشیده شده است. شاعر از این وضعیت ابراز تعجب نمیکند، گویی چنین سرنوشتی برای افراد برجسته و آزاده امری عادی است.
متن حاوی مفاهیم عمیق اجتماعی و انتقادی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی کافی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۳۷ - از جور که بر سرو بلندت مردند
از جور که بر سرو بلندت مردند
در بند اسیر و مستمندت کردند ۱
شمعی ، چه عجب که کند داری بر پای
سروی، چه عجب که تخته بندت کردند ۲
در بند اسیر و مستمندت کردند ۱
شمعی ، چه عجب که کند داری بر پای
سروی، چه عجب که تخته بندت کردند ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۶ - نام کف تو چو پیش دشمن بردند
گوهر بعدی:شماره ۳۳۸ - صاحبنظران چو شمع در بر گیرند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.