خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از غم و رنجی میگوید که به قصد او برمیخیزد و باعث میشود دشمنانش از درونش برخیزند. سپس توصیف میکند که چگونه دلش با خنده جان را از گلو برمیآورد و جان با رقص از بدنش جدا میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده و مضامین غمانگیز نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۸۴ - شمعم که چو غم بقصد من برخیزد
شمعم که چو غم بقصد من برخیزد
صد خصم مرا ز خویشتن برخیزد ۱
دل خنده زنان برآورد جان ز گلو
جان رقص کنان از سر تن برخیزد ۲
صد خصم مرا ز خویشتن برخیزد ۱
دل خنده زنان برآورد جان ز گلو
جان رقص کنان از سر تن برخیزد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۳ - باز این چشمم چه فتنه می انگیزد
گوهر بعدی:شماره ۲۸۵ - مشکین خطی از بعب تو بر می خیزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.