خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این شعر، شاعر از غم و فراق و خدمت بیچشمداشت سخن میگوید. او بیان میکند که تا زمانی که جان در بدن دارد، به خدمتگزاری ادامه خواهد داد و همچون صراحی (ظرف آب) که بر دوش میگیرند، وفادار خواهد ماند.
مفاهیم عمیق عاطفی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات غم و فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۶۲ - دل خوی فراقفای غم خوردن کرد
دل خوی فراقفای غم خوردن کرد
در بندگیت هر چه توان کردن کرد ۱
تا داشت رگی در تن و خونی در رگ
خدمت چو صراحی برگ گردن کرد ۲
در بندگیت هر چه توان کردن کرد ۱
تا داشت رگی در تن و خونی در رگ
خدمت چو صراحی برگ گردن کرد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۱ - بی روی تو صبر ازین فزون نتوان کرد
گوهر بعدی:شماره ۲۶۳ - یارم ز جفا هیچ رها کرد؟ نکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.