خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و فداکاریهای بیثمر خود سخن میگوید و بیان میکند که چگونه عشقش همه چیز را از او گرفته است. او احساس میکند که در هر سخنی، عشقش را باد با خود میبرد و هیچ نشانی از آن باقی نمیماند.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و اندوهآور است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، درک کامل شعرهای کلاسیک معمولاً به بلوغ فکری و تجربه بیشتری نیاز دارد.
شماره ۱۹۹ - ای داده مرا جان و جوانی بر باد
ای داده مرا جان و جوانی بر باد
دادم ز پی تو سوزیانی بر باد ۱
در هر سخنی چو باد می آویزی
تا چون سخنم همی نشانی برباد ۲
دادم ز پی تو سوزیانی بر باد ۱
در هر سخنی چو باد می آویزی
تا چون سخنم همی نشانی برباد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۸ - پیوسته مرا چون تو بتی در بر باد
گوهر بعدی:شماره ۲۰۰ - خورشید غلام آن رخ مه وش باد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.