خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رازهای نهان و دردهای درونی خود سخن میگوید. او احساسات خود را مانند شمعی میداند که سوختن و سوزش آن برای همه آشکار است. خون دل و رنجهای او از زبانش پیداست.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و اشاره به رنجهای درونی است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۶۴ - چون ساغر می راز نهانم پیداست
چون ساغر می راز نهانم پیداست
خون دل و مغز استخوانم پیداست ۱
راز دل من روشن از آن شد چون شمع
سوز دلم از سر زبانم پیداست ۲
خون دل و مغز استخوانم پیداست ۱
راز دل من روشن از آن شد چون شمع
سوز دلم از سر زبانم پیداست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳ - در چاه ز نخدانت دل ما بنواست
گوهر بعدی:شماره ۶۵ - اقطاع طرب در نظر ساغر ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.