خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد عشق و دلتنگی سخن میگوید و با تشبیه ساغر می به آبلهای پر از خون، رنج خود را بیان میکند. او از آتش درون و درد دستش میگوید که نماد عشق سوزان و رنجهای عاطفی است.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی ادبی نیاز دارد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند درد و رنج ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۵۴ - این ساغر می که بر کف دست منست
این ساغر می که بر کف دست منست
دانی که چراست نازنینم پیوست؟ ۱
چون آبله ییست دل پر از خون او نیز
ز آتش دارم چو آبله بر کف دست ۲
دانی که چراست نازنینم پیوست؟ ۱
چون آبله ییست دل پر از خون او نیز
ز آتش دارم چو آبله بر کف دست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۳ - ترکم سوی آماجگه آمد سر مست
گوهر بعدی:شماره ۵۵ - عید آمد و ساز پارسایی بشکست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.