خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد عشق و فراق میگوید و از تنهایی و آوارگی شکایت میکند. او از غم فراق و انتظار دیدار معشوق سخن میگوید و آرزوی مرگ یکباره یا بوسهای از معشوق را دارد تا از این رنج رهایی یابد.
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه، غم و اندوه، و تمایل به مرگ است که برای درک کامل آن به بلوغ عاطفی و فکری نیاز دارد. این موضوعات ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامناسب باشد.
شماره ۱۵۱ - گر بخواهی کشتنم یکبارگی
گر بخواهی کشتنم یکبارگی
رحمتی آخر برین بیچارگی ۱
عشق می بایست ما را، بس نبود
محنت تنهایی و آوارگی ؟ ۲
در فراقت جز غمم غموخواره نیست
وای آنکش غم کند غمخوارگی ۳
می کنم نظّارۀ رویت ز دور
جز درودی نیست بر نظّارگی ۴
کشتیم در انتظار بوسه یی
ای بکنیم گرم کرده بارگی ۵
یابده بوسی و جانم زنده من
یا بکش تا وارهم یکبارگی ۶
رحمتی آخر برین بیچارگی ۱
عشق می بایست ما را، بس نبود
محنت تنهایی و آوارگی ؟ ۲
در فراقت جز غمم غموخواره نیست
وای آنکش غم کند غمخوارگی ۳
می کنم نظّارۀ رویت ز دور
جز درودی نیست بر نظّارگی ۴
کشتیم در انتظار بوسه یی
ای بکنیم گرم کرده بارگی ۵
یابده بوسی و جانم زنده من
یا بکش تا وارهم یکبارگی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۰ - بار دیگر ز که می آموزی
گوهر بعدی:شماره ۱۵۲ - منم امروز و یکی مطرب و جایی خالی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.