خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و علاقهاش به یار خود سخن میگوید و زیباییهای او را توصیف میکند. او از نازکی و ظرافت یارش میترسد و از دیگران میخواهد که به یارش نگاه نکنند. در پایان، شاعر به خواستهاش برای بوسیدن یارش اشاره میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن مناسب نباشد. همچنین، استفاده از برخی اصطلاحات و مفاهیم ممکن است برای گروههای سنی پایینتر قابل درک نباشد.
شماره ۱۴۱ - لب و دندان یار من نگرید
لب و دندان یار من نگرید
خوشی روزگار من نگرید ۱
تیر دیدی که در کمان باشد
قامتش در کنار من نگرید ۲
اختیار منست خوبی او
خوبی اختیار من نگرید ۳
ترسم از نازکی برنجد اگر
تیز در روی یار من نگرید ۴
نظر از چشم من اوام کنید
هرکه اندر نگار من نگرید ۵
یا چو در روی او نگاه کنید
باری هم از شمار من نگرید ۶
دوش هندی خویش خواند مرا
اینهمه اعتبار من نگرید ۷
بوسه یی خواستم همی ز لبش
گفت: خه! کار و بار من نگرید ۸
با دهانت فتاد بوسۀ من
چشم بد دور کار من نگردی ۹
خوشی روزگار من نگرید ۱
تیر دیدی که در کمان باشد
قامتش در کنار من نگرید ۲
اختیار منست خوبی او
خوبی اختیار من نگرید ۳
ترسم از نازکی برنجد اگر
تیز در روی یار من نگرید ۴
نظر از چشم من اوام کنید
هرکه اندر نگار من نگرید ۵
یا چو در روی او نگاه کنید
باری هم از شمار من نگرید ۶
دوش هندی خویش خواند مرا
اینهمه اعتبار من نگرید ۷
بوسه یی خواستم همی ز لبش
گفت: خه! کار و بار من نگرید ۸
با دهانت فتاد بوسۀ من
چشم بد دور کار من نگردی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۰ - رویی، چگونه رویی؟ رویی چو آفتاب
گوهر بعدی:شماره ۱۴۲ - من از وجود برنجم مرا چه غم بودی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.