خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از زندگی ناخوش و دل مشوش خود شکایت میکند و بیان میکند که دلش همچون ترکش پر از تیرهای حوادث است. او هرگز طعم آرامش را نچشیده و از روزهای خوش نیز تنها شبهای تلخ برایش باقی مانده است. در نهایت، از مردم چشم بدی که بر آتش مشکلاتش آب میپاشند، به خدا پناه میبرد.
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و ناامیدی است که درک آن برای سنین پایین ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'دل پر تیر' و 'شب خوش من' نیاز به بلوغ فکری برای درک کامل دارند.
شماره ۱۳۱ - آه ازین زندگیّ ناخوش من
آه ازین زندگیّ ناخوش من
وز دل و خاطر مشوّش من ۱
سپر زخم حادثات شدست
دل پر تیر همچو ترکش من ۲
در همه عمر خویش نشنیدست
بوی راحت دل بلاکش من ۳
طمع خوشدلی ندارم از آنک
روز خوش کرده است شب خوش من ۴
هم عفاالله مردم چشمم
کآبکی می زند بر آتش من ۵
وز دل و خاطر مشوّش من ۱
سپر زخم حادثات شدست
دل پر تیر همچو ترکش من ۲
در همه عمر خویش نشنیدست
بوی راحت دل بلاکش من ۳
طمع خوشدلی ندارم از آنک
روز خوش کرده است شب خوش من ۴
هم عفاالله مردم چشمم
کآبکی می زند بر آتش من ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۰ - باز دیدی که ابر تر دامن؟
گوهر بعدی:شماره ۱۳۲ - بجز از غصّه های مشکل من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.