خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، به ستایش معشوق و توصیف احساسات شاعر میپردازد. شاعر از زیباییهای معشوق، همچون چشمهای روشن و موهای تابدارش سخن میگوید و دلبستگی خود را به او بیان میکند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند فنا در عشق و وحدت وجود دارد.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و اصطلاحات بهکاررفته نیاز به دانش ادبی پایه دارند.
شماره ۱۲۷ - ای به تو چشم نکویی روشن
ای به تو چشم نکویی روشن
وی ز تو خانۀ دلها گلشن ۱
بسته ام در سر زلفین تو دل
مشکن آن زلف و دلم را مشکن ۲
هر سیاهی که رخت با من کرد
اندر آمدش همه پیرامن ۳
خط خود بر رخ خوب تو نوشت
حسن چون دیدش وجهی روشن ۴
درکشی دامن ازین چشم پر آب
تا نخوانند تو را تر دامن ۵
چه زنی آتش در خرمن من؟
که زد آتش دل من در خرمن ۶
خوش درآمد خصلت ای جان چه شود
گر درآیی تو چو خطّت با من؟ ۷
تا تخلّص کنم از وصف رخت
به ثنای سر احرار ز من ۸
فخر دین صاحب عادل که مدام
دشمنش باد به کام دشمن ۹
وی ز تو خانۀ دلها گلشن ۱
بسته ام در سر زلفین تو دل
مشکن آن زلف و دلم را مشکن ۲
هر سیاهی که رخت با من کرد
اندر آمدش همه پیرامن ۳
خط خود بر رخ خوب تو نوشت
حسن چون دیدش وجهی روشن ۴
درکشی دامن ازین چشم پر آب
تا نخوانند تو را تر دامن ۵
چه زنی آتش در خرمن من؟
که زد آتش دل من در خرمن ۶
خوش درآمد خصلت ای جان چه شود
گر درآیی تو چو خطّت با من؟ ۷
تا تخلّص کنم از وصف رخت
به ثنای سر احرار ز من ۸
فخر دین صاحب عادل که مدام
دشمنش باد به کام دشمن ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۶ - ترک سر خویشتن بگویم
گوهر بعدی:شماره ۱۲۸ - راه بگشادند بر آیندگان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.