خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از غمهای بیفایده دوری میکند و تنها غم یار را میپذیرد. او از عشق و وفاداری سخن میگوید و تأکید میکند که حتی در سختیها نیز نباید پیمان شکست. همچنین، خطاب به یار، از او میخواهد که مراقب خود باشد و از رفتارهای نادرست دوری کند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به رنج و وفاداری در عشق وجود دارد که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۱۰۰ - مخور ای دل غم بسیار مخور
مخور ای دل غم بسیار مخور
ور خوری جز غم دلدار مخور ۱
نه غم یار عزیزست؟ آن نیز
اگرت هست نگهدار مخور ۲
یار تیمار تو چون می نخورد
پس تو بی فایده تیمار مخور ۳
خه! چنین خواهمتف، احسنت،ای یار
غم من اندک و بسیار مخور ۴
من ز عشق تو زیم یا میرم
تو خود البّته غم کار مخور ۵
پشت من بشکن و پیمان مشکن
خون من می خور وز نهار مخور ۶
چشم تو دوش لبت را می گفت
با فلان باده دگر باره مخور ۷
لب تو گفت بدو خیز بخسب
تو که مستی غم هشیار مخور ۸
ور خوری جز غم دلدار مخور ۱
نه غم یار عزیزست؟ آن نیز
اگرت هست نگهدار مخور ۲
یار تیمار تو چون می نخورد
پس تو بی فایده تیمار مخور ۳
خه! چنین خواهمتف، احسنت،ای یار
غم من اندک و بسیار مخور ۴
من ز عشق تو زیم یا میرم
تو خود البّته غم کار مخور ۵
پشت من بشکن و پیمان مشکن
خون من می خور وز نهار مخور ۶
چشم تو دوش لبت را می گفت
با فلان باده دگر باره مخور ۷
لب تو گفت بدو خیز بخسب
تو که مستی غم هشیار مخور ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹ - زهی در حسرت آن چشم مخمور
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱ - دمید صبح، چه خسبی چو بخت من برخیز؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.