خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از انتظار و ناامیدی خود از نیامدن معشوق میگوید. او با وجود وعدهها و سوگندهای معشوق، هنوز در ترس از نیامدن او به سر میبرد. شاعر بیان میکند که بدون معشوق، غم و اندوه او پایان نمیپذیرد و از این که کسی را نمییابد که بتواند رازدار معشوق باشد، اظهار ناامیدی میکند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات غم و اندوه و ناامیدی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۹۶ - اگر امروز آن بتم همدم نیاید
اگر امروز آن بتم همدم نیاید
نصیب جان من جز غم نیاید ۱
نیامد دوش و جانم بر لب آمد
ز بیم آنکه امشب هم نیاید ۲
اگر چه وعده داد و خورد سوگند
ولی با این همه ترسم نیاید ۳
مرا گر ناید او ناید و گر نی
غم و اندوه و محنت کم نیاید ۴
چه سودار آید او زین پس؟که جانم
نباشد مانده گر این دم نیاید ۵
من او را از برای سور خواندم
و لیک او جز که با ماتم نیاید ۶
کرا نزدیک او شاید فرستاد؟
چو کس در راز او محرم نیاید ۷
وگر او را نباشد آمدن رای
بقول هر که در عالم نیاید ۸
نصیب جان من جز غم نیاید ۱
نیامد دوش و جانم بر لب آمد
ز بیم آنکه امشب هم نیاید ۲
اگر چه وعده داد و خورد سوگند
ولی با این همه ترسم نیاید ۳
مرا گر ناید او ناید و گر نی
غم و اندوه و محنت کم نیاید ۴
چه سودار آید او زین پس؟که جانم
نباشد مانده گر این دم نیاید ۵
من او را از برای سور خواندم
و لیک او جز که با ماتم نیاید ۶
کرا نزدیک او شاید فرستاد؟
چو کس در راز او محرم نیاید ۷
وگر او را نباشد آمدن رای
بقول هر که در عالم نیاید ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۵ - غمت جز با دلم خوش در نیاید
گوهر بعدی:شماره ۹۷ - لشکر نوروز بصحرا رسید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.