خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و هجران سخن میگوید و درد دل شاعر را از دوری معشوق و آتش عشق بیان میکند. شاعر از رنجهای عشق، جفای معشوق و ناتوانی خود در برابر این احساسات پرده برمیدارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به درک ادبی بالاتری نیاز دارند.
شماره ۸۲ - تا نگارم رای رفتن می زند
تا نگارم رای رفتن می زند
عشقش آتش در دل من می زند ۱
هجر او خون دل من می خورد
وصل او می بیند و تن می زند ۲
می خورم سیلیّ محکم از غمش
ایمه، سیلی چه؟که گردن می زند ۳
خطّ و رخسارش تو پنداری کسی
غالیه در برگ سوسن می زند ۴
ماه در شب دیده یی خرمن زده؟
روز و شب بر ماه خرمن می زند ۵
گر دلم ز درای رخسارش رواست
راستی را رای روشن می زند ۶
آنچه من با یار سنگین دل کنم
عشق او با من همین فن می زند ۷
من گریبانم می درم از دست او
او همان دستم بدامن می زند ۸
چشم او بر دوستان تیغ جفا
گویی اندر روی دشمن می زند ۹
لابۀ ما در دل سنگین او
باد پنداری بر آهن می زند ۱۰
عشقش آتش در دل من می زند ۱
هجر او خون دل من می خورد
وصل او می بیند و تن می زند ۲
می خورم سیلیّ محکم از غمش
ایمه، سیلی چه؟که گردن می زند ۳
خطّ و رخسارش تو پنداری کسی
غالیه در برگ سوسن می زند ۴
ماه در شب دیده یی خرمن زده؟
روز و شب بر ماه خرمن می زند ۵
گر دلم ز درای رخسارش رواست
راستی را رای روشن می زند ۶
آنچه من با یار سنگین دل کنم
عشق او با من همین فن می زند ۷
من گریبانم می درم از دست او
او همان دستم بدامن می زند ۸
چشم او بر دوستان تیغ جفا
گویی اندر روی دشمن می زند ۹
لابۀ ما در دل سنگین او
باد پنداری بر آهن می زند ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱ - خبر گل بچمن می آرند
گوهر بعدی:شماره ۸۳ - سحرگهان که گریبان آفتاب کشند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.