خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به توصیف طبیعت و احساسات شاعرانه میپردازد. در آن از عناصری مانند صبا، عروسان باغ، خیال دوست، و هوای طبع استفاده شده است تا احساسات عمیق و تصاویر زیبایی خلق شود. شاعر از مفاهیمی مانند عشق، هوای نفس، و فرار از عقل سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و شاعرانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به درک بالاتری از ادبیات و فلسفه دارند.
شماره ۶۶ - سحرگهان که صبا نافۀ ختن بیزد
سحرگهان که صبا نافۀ ختن بیزد
زمانه عنبر و کافور بر هم آمیزد ۱
بگسترند عروسان باغ دامن خویش
چو ابر برسرشان ز استین گهر ریزد ۲
خیال دوست چو در چشم خفتگان بزند
ز خواب مردمک دیده را بر انگیزد ۳
ببوی آنکه مگر پی برد بخاک درش
دلم چو بوی بباد هوا درآویزد ۴
کسی که آفت هستیّ خویش بشناسد
بپای مستی از گوی عقل بگریزد ۵
هوای طبع تو سر پوش آتش شوقست
چو باد حرص تو بنشست شوق برخیزد ۶
زمانه عنبر و کافور بر هم آمیزد ۱
بگسترند عروسان باغ دامن خویش
چو ابر برسرشان ز استین گهر ریزد ۲
خیال دوست چو در چشم خفتگان بزند
ز خواب مردمک دیده را بر انگیزد ۳
ببوی آنکه مگر پی برد بخاک درش
دلم چو بوی بباد هوا درآویزد ۴
کسی که آفت هستیّ خویش بشناسد
بپای مستی از گوی عقل بگریزد ۵
هوای طبع تو سر پوش آتش شوقست
چو باد حرص تو بنشست شوق برخیزد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۵ - سوز عشقت جگر همی سوزد
گوهر بعدی:شماره ۶۷ - اومید آدمی بوصالت نمی رسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.