شاه اردشیر از دانای مهران میخواهد که خوردنیها و پوشیدنیها را جدا کند و برای هر کدام جایگاهی خاص تعیین نماید. دانای مهران با اشاره به اینکه حرص و طمع مانند اژدهایی خفته است، از پراکندگی و پیچیدگی این کار میگوید. اردشیر با توصیف ثروت و قدرت خود، پیشنهاد میکند که خانهای باشکوه و امکاناتی فراوان در اختیار او قرار دهد. دانای مهران در پاسخ، ناپایداری دنیا و ثروت را یادآور میشود و بر ارزش علم و حکمت تأکید میکند. او همچنین به خطرات حرص و طمع اشاره کرده و صبر و قناعت را لشکری بهتر از ثروت و قدرت میداند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی است که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی مانند حرص و قناعت برای مخاطبان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد.
داستانِ شاه اردشیر با دانای مهران به
یَا مَنزِلاً لَعِبَ الزَّمَانَُ بِأَهلِهِ
یَا مَنزِلاً لَعِبَ الزَّمَانَُ بِأَهلِهِ ۲
اَینَ الَّذِینَ عَهِدتُهُم بِکَ مَرَّهًٔ
کَانَ الزَّمَانُ بِهِم یَضُرُّوَ یَنفَعُ ۳
و حکایتِ همین حال گفت آن زندهدل که گفت : ۴
داشت لقمان یکی کریچهٔ تنگ
چون گلوگاهِ نای و سینهٔ چنگ ۵
بوالفضولی سؤال کرد از وی
چیست این خانه شش بدست وسهپی ۶
بادمِ سرد و چشم گریان پیر
گفت : هَذَا لِمَن یَمُوتُ کَثِیر ۷
چون کنم خانهٔ گل آبادان
دلِ من أَینَمَا تَکُونُوا خوان ۸
و امّا مبالغت در استلذاذ بشراب و طعام و تنعّم بملابس و مفارش که مینمائی، بدانک نفس را دو شاگردِ ناهموارند حرص و شهوت نام، یکی : شکم خواری، دردکشی و یکی: رعنائی، خودآرائی. اگر همه روز در چهارخانهٔ عناصر ابایِ آرزوهایِ آن سازند، خورد و سیری نداند، وَ لَا یَملَأُ جَوفَ ابنِ آدَمَ إِلَّا التُّرابُ ، و اگر همه عمر در هفت کارگاهِ افلاک لباسِ رعونت این بافند، پوشد و هنوز زیادت خواهد، وَ المُؤمِنُ لَا یَکُونُ وَبَّاصا وَ لَا شَحاباً، پس عنانِ اختیار هردو کشیده داشتن تا جز بر طریقِ اقتصاد که مسلکِ روندگان راهِ حقیقتست نروند، اولیتر. اگر نیک تأمل کنی، پاسبانانِ گنج مکنت مقتصدانند که در امورِ معاش تا قدم بر جادّهٔ وسط دارند، هرگز رخنهٔ زوال و نقبِ اختلال بدان راه نیابد، لَازِلت غُنِیّا مَادُمتَ سَوِیّاه ؛ و بدان ای ملک، که من لشکری و نعمتی بهتر ازین که تو داری، دارم. گفت چگونه؟ دانایِ مهران به گفت: این نعمت که داری، چون ببخشی با تو بماند؟ گفت: نی. گفت: چون خواهی که بنهی، بنگهبان محتاج باشی؟ گفت: بلی. گفت: اگر کسی از تو قویتر متعرّض شود، از دستِ تو انتزاع تواند کرد؟ گفت: بلی. گفت: چون ازین جهان بگذری، با خود توانی برد؟ گفت: نی. گفت: ای ملک، آن نعمت که من دارم علمست و حکمت و تا خلق را بهرهٔ تعلیم بیشتر دهم و افاضتِ آن بر خواهندگان بیشتر کنم، از عالمِ بینهایتی مایه بیشتر گیرد و در خزانهٔ حافظهٔ من بهیچ امینی و حفیظی نیاز ندارد و دست هیچ متغلّبی جبّار و جابری قهّار بدو نرسد و بوقت گذشتن ازین منزل انقطاع و جدائی او صورت نبندد و ثمرهٔ انتفاع آنجا زیادت دهد. ملک گفت: این بهتر. دانا گفت: این سپاه که تو داری، امکان دارد که از تو آرزوهای بیاندازه خواهند و اگر از مواجب و راتبِ نفقهٔ ایشان کم کنی و مجال طمع برایشان تنگ گردانی، مطیع تو باشند؟ گفت: نی. گفت: اگر مثلا دشمنی را بر تو غالب ببینند، ممکن بود که از تو برگردند و او را بر تو اختیار کنند؟ گفت: بلی. گفت: لشکرِ من صبرست و قناعت که از من همه چیزی بوقت و اندازه خواهند. اگر دارم و بدهم، شکر گویند و اگر ندارم و یا ندهم شکیبائی و خرسندی نمایند و اگر همه اهل روی زمین خصم من شوند، از متابعتِ من عنان نپیچانند. ملک گفت : این بهتر. دانا گفت: ای ملک، دست از نجاست و خساستِ این جهان بشوی و خاک بر سرِ او کن ع، کان خاک نیرزد که برو میگذری، و تا چه کنی دوستیِ آنک چون او را ستایش کنی، منّت نپذیرد و اگر بنکوهی، از آن باک ندارد؛ بدهد بی موجبی و بازستاند بیسببی، تَقبِلُ اِقبَالَ الطَّالِبِ وَ تُدبِرُ اِدبَارَ الهَارِبِ تَصِلُ وَصَالَ المَلُولِ وَ تُفَارِقُ فِرَاقَ العَجُولِ ، بوعدهٔ که کند، اومید وفا نباید داشت؛ از عقدِ دوستی که بندد، توقّعِ ثبات نشاید کرد و این دوست نمایِ دل دشمن اَعنِی حرص که دندان در شکم دارد، او را در نفسِ خود راه مده که چون درآید تا خانه فروشِ عافیت تمام نروبد، بیرون نرود و بدانک جبر و استیلاء او بر تو از هر دشمنی که دانی صعبترست، چه وقتِ مغلوبی از دشمن توان گریختن و اگر ازو زنهار خواهی، باشد که بپذیرد و اگر بهدیّهٔ استعطاف او کنی، باشد که مهربان گردد، امّا او چون دستِ استحواذ یافت، چندانک ازو گریزی، سایهوار از پیش و پسِ تو میآید و اگرش از در بیرون کنی، چون آفتاب از روزن درآید و چون درآویخت، هرچند فریاد کنی، خلاصت ندهد و تا هلاکت نکند، از تو باز نگردد، چنانک آن سه انباز راکرد. ملک گفت: چون بود آن داستان ؟ ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.