خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از مسجد الأقصی شروع می‌شود و به موضوعاتی مانند ایمان، تقدیر، قناعت، و دوری از دنیاپرستی می‌پردازد. شاعر از دردهای روحی و جهل سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که انسان باید به روزی خود قانع باشد و از حرص و طمع دوری کند. همچنین، به اهمیت امانتداری و پرهیز از خیانت اشاره می‌شود. در پایان، شاعر به آرامش درونی و ایمان به عنوان گنج واقعی اشاره می‌کند.

مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و دینی نیاز به درک بالاتری از زندگی و تفکر انتزاعی دارند.

مشاهده کامل

شماره ۹۸۱ - ز بامِ مسجد الأقصی مؤذّن

ز بامِ مسجد الأقصی مؤذّن
چو قامت گفت نتوان بود ساکن ۱

به راحی کن دوایِ دردِ مخمور
که باشد صاف همچون روحِ مؤمن ۲

غلط در وعده‌ی فردا نداری
مشبِّه نیستی ای یارِ موقن ۳

جزا المحسنین برخوان و در ده
یکی را دَه دهد و الله محسن ۴

به نامحرم مده حرمت نگهدار
امانت چون دهی بر دستِ خائن ۵

علاجِ جهل اگر بقراط باشی
مکن بگذر ز علّت‌هایِ مزمن ۶

موافق باش و از ضدّان حذر کن
که نبود ممتنع هرگز چو ممکن ۷

من و تو هر دو مجبوریم و محکوم
نخوانده‌ستی که المقدور کاین ۸

نخواهی خورد بیش از روزیِ خویش
چه خواهی کرد از انبار و خزاین ۹

به پایِ خنب در می خانه بنشین
همینت بس ز ارکان و معادن ۱۰

ز نام و ننگ بیرون آی و اینک
مقابیحت بدل شد با محاسن ۱۱

مرا باری نمانده‌ست آرزویی
بدیدم آن چه مي‌باید معاین ۱۲

نشسته بر سرِ گنجینه‌ی خویش
اگر در بیرجندم ور به قاین ۱۳

چه باک ار در خراباتی به ظاهر
چو در بیت اللهی دایم به باطن ۱۴

نزاری بعد از این آزاد و فارغ
تویی و گنجِ‌فقر و کُنجِ ایمن ۱۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۸۰ - چه خوش باشد پس از هجران کشیدن
گوهر بعدی:شماره ۹۸۲ - ای عشق می‌توانی بر کلّ و جزوِ ما زن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.