خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از زبان فردی فقیر و دربند بیان می‌شود که از درد و رنج خود می‌گوید و از معشوق یا شخصی بلندمرتبه درخواست کمک و توجه می‌کند. شاعر به نابرابری‌های اجتماعی اشاره دارد و از بی‌توجهی قدرتمندان به رنج مردم عالی شکایت می‌کند. همچنین، به مفاهیمی مانند عشق، نیاز به یاری، و امید به نجات اشاره می‌شود.

متن دارای مفاهیم عمیق اجتماعی و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی و تمثیل‌های به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

شماره ۹۵۰ - متنعمّان چه دانند مشقت فقیران

متنعمّان چه دانند مشقت فقیران
که چگونه روز باشد شب حبس بر اسیران ۱

به زکات حسن رویت نظری بدین گدا کن
همه خواجگان نباشند و توانگران و میران ۲

به وثاق ما کرم کن نفسی درآ و بنشین
که مقام گنج شرط است به کنج های ویران ۳

نه فراغتی مهیا و نه راحتی میسر
تو چنین ز من گریزان به مه دی وحزیران ۴

همه عالم ار بگردند و طلب کنند یاری
چو تو پاک باز ناید ز میان بی نظیران ۵

مدد حیات باقی به وصال توست جانا
چو ثبات لطف شاهان به رعایت وزیران ۶

بر آب زندگانی چو بسوختند ما را
چه امید حوض کوثر چه ............. ۷

می و چنگ برگرفتیم به طبع و زاهدان را
به بهشت باز دادیم چو خانقه به پیران ۸

نبود حدیث مستان ز گزند حشو خالی
نخورند چون نزاری غم ریش حرف گیران ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۴۹ - گر هیچ عشقت از در ناگه در آید ای جان
گوهر بعدی:شماره ۹۵۱ - از من ای باد سلامی به فلانی برسان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.