خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن بیان می‌کند که او و همراهانش نه مستند و نه هشیار، بلکه تحت فشار فطرت و بار سنگین زندگی هستند. آن‌ها نه شایسته عشق‌ورزی هستند و نه سزاوار یاری. با این حال، از اهل دل می‌خواهند که با آن‌ها همراهی کنند، چرا که در بند دلداری نیستند. همچنین اشاره می‌کند که اگر یاری آن‌ها را رد کند، حق دارد زیرا آن‌ها لایق یاری نیستند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین ممکن است برخی از مضامین مانند ناامیدی و بار سنگین زندگی برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

مشاهده کامل

شماره ۹۳۵ - ما از آن مستان که پنداری نِه‌ایم

ما از آن مستان که پنداری نِه‌ایم
لایقِ مستی و هشیاری نِه‌ایم ۱

از گران‌بارانِ حملِ فطرتیم
زان گران‌جانان سرباری نِه‌ایم ۲

گو میامیزید با ما اهلِ‌دل
زان که ما در بندِ دلداری نِه‌ایم ۳

یار اگر بر در زند ما را رواست
زان که شایسته‌ی یاری نِه‌ایم ۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۳۴ - می‌خواره و می‌پرست ماییم
گوهر بعدی:شماره ۹۳۶ - مهر من ای ماه روی مهربان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.