خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از دلگمکردهاش میگوید و جستوجوی بیوقفهاش برای یافتن آن. او با آه دل سوختهاش به دنبال اثری از معشوق میگردد و غم خود را با همه در میان میگذارد. شاعر از ناتوانی خود در کنترل احساساتش میگوید و از این که نه زور دارد و نه زر، ابراز ناراحتی میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و غمگین است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و درماندگی ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۹۲۹ - دل گم کردهی خود را ز کجا میجویم
دل گم کردهی خود را ز کجا میجویم
روز و شب در طلبش گرد جهان میپویم ۱
مگر از آهِ دلِ سوخته یابم اثری
هر کجا میرسم از خاک هوا میبویم ۲
تا مگر زو خبری یابم و بویی شنوم
غمِ دل با همه کس میروم و میگویم ۳
خود سر از پیش نیارم ز خجالت برداشت
که ببرد آتشِ این حادثه آب از رویم ۴
بر دلِ شیفته آخر چه ملامت که هنوز
به هوس میل نظر میرود از هر سویم ۵
منم اکنون و نزاریِ به زاری زاری
که نه زورست و نه زر در کف و در بازویم ۶
روز و شب در طلبش گرد جهان میپویم ۱
مگر از آهِ دلِ سوخته یابم اثری
هر کجا میرسم از خاک هوا میبویم ۲
تا مگر زو خبری یابم و بویی شنوم
غمِ دل با همه کس میروم و میگویم ۳
خود سر از پیش نیارم ز خجالت برداشت
که ببرد آتشِ این حادثه آب از رویم ۴
بر دلِ شیفته آخر چه ملامت که هنوز
به هوس میل نظر میرود از هر سویم ۵
منم اکنون و نزاریِ به زاری زاری
که نه زورست و نه زر در کف و در بازویم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۲۸ - به دردِ عشق شدم مبتلا دوا ز که جویم
گوهر بعدی:شماره ۹۳۰ - ای خاک درِ تو آب رویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.