خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر بیانگر حال و هوای دیوانگان عاشق است که با وجود ناتوانی در تحمل عشق، همچنان به آن پایبندند. آنها خود را بندهٔ معشوق می‌دانند، در راه بی‌پایان عشق گام برمی‌دارند و از سخنان خردمندان دوری می‌جویند. شاعر مانند نزاری، خود را مست و بی‌خرد توصیف می‌کند.

مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانهٔ این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به مستی و بی‌خودی نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای تفسیر دارد.

مشاهده کامل

شماره ۹۲۰ - ما که دیوانگانِ مدهوشیم

ما که دیوانگانِ مدهوشیم
عشق از مردمان نمی‌پوشیم ۱

گرچه با عشق برنمی‌آییم
هم به نوعی که هست می‌کوشیم ۲

در مقامات عشق می‌بازیم
در خرابات دُرد می‌نوشیم ۳

بنده‌ی شاهدانِ خوش چشمیم
بل که هندویِ حلقه در گوشیم ۴

هر که را دوست داشتیم برو
هر زمانی زمانه بفروشیم ۵

گاه بینندگانِ بی‌چشمیم
کاه گویندگانِ خاموشیم ۶

راه بی‌منزل است و می‌پوییم
بحر بی‌ساحل است و می‌جوشیم ۷

حرفِ دیوانگان بیار که ما
سخنِ عاقلان بننیوشیم ۸

چون نزاریِ مستِ لایعقل
واله و بی‌قرار و بی‌هوشیم ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۱۹ - ما که شنگولیانِ خوش باشیم
گوهر بعدی:شماره ۹۲۱ - عیش ما داریم کز شادی و شیون فارغیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.