خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر بیانگر روحیهٔ آزادگی، رندی و عشق است. شاعر خود را از قید و بندهای معمول رها می‌داند و به جای دنباله‌روی از عقل و منطق، دیوانگی و عشق را برمی‌گزیند. او از وابستگی به مادیات دوری می‌کند و خود را ساکن خلوتگاه معنوی می‌داند. شاعر همچنین به انتقاد از کسانی می‌پردازد که راه را گم کرده‌اند و او را به اشتباه متهم می‌کنند.

مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۹۰۳ - گر به قلّاشی و رندی در جهان افسانه‌ایم

گر به قلّاشی و رندی در جهان افسانه‌ایم
باش گوای خواجه باری ثابت و مردانه‌ایم ۱

وقت وقتی بی محابا گر در آتش می‌رویم
با گلِستان خلیل الله ز یک کاشانه‌ایم ۲

گوشه چون عنقا و آتش چون سمندر والسلام
نه چو مرغِ خانگی محتاجِ آب و دانه‌ایم ۳

عاقلان را طاقتِ نورِ ظهورِ عشق نیست
کشف بر ما می‌کند دانی چرا دیوانه‌ایم ۴

حاضران ِ وقت و مأمورانِ امر مطلقیم
تا نپنداری که از آن آشنا بیگانه‌ایم ۵

در نگنجد آفتاب آن جا که خلوت گاهِ ماست
گرچه با شمعِ شب‌ستانش کم از پروانه‌ایم ۶

دیگران با نسیه خرسندند و ما با نقدِ وقت
دیگران از دوست محجوب اند و ما هم خانه‌ایم ۷

دابه‌الارض ار جهان بر هم زند شاید که ما
چون نزاری حالیا ساکن درین کاشانه‌ایم ۸

عیب ما در بارِ ما بینند ره گم کردگان
حاش لله زیرِ بارِ هرزه ی ایشان نه‌ایم ۹

از خراباتی چه آید جز خرابی پس زما
هیچ معموری نیاید تا درین ویرانه‌ایم ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۰۲ - پنجاه سال خون دلِ رز مکیده‌ایم
گوهر بعدی:شماره ۹۰۴ - صبا بگوی به یارم که باز می‌آیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.