خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دلدادگی عمیق خود سخن میگوید و بیان میکند که در هر چه مینگرد، نشانهای از معشوق را میبیند. او تأکید میکند که حضور معشوق در تمامی جنبههای زندگی او نمایان است و حتی در غیاب معشوق، جهان را با چشم او میبیند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۸۸۷ - منم آخر که چنین بی تو جهان می بینم
منم آخر که چنین بی تو جهان می بینم
نه خیال است همانا که چنان می بینم ۱
هرچه در آینه ی رغبت دل می نگرم
نقش سودای تو بر صورت جان می بینم ۲
تو مپندار که آن روی ز چشمم برود
بل که در هر چه نگه می کنم آن می بینم ۳
جهل مطلق بود از خانه به بستان رفتن
تا گلستان تو بر سرو روان می بینم ۴
وگر از دست رقیبت که سرش کوفته باد
آشکارا نتوان دید نهان می بینم ۵
بی تو گر روشنی از چشم نزاری برود
سهل باشد که به چشم تو جهان می بینم ۶
نه خیال است همانا که چنان می بینم ۱
هرچه در آینه ی رغبت دل می نگرم
نقش سودای تو بر صورت جان می بینم ۲
تو مپندار که آن روی ز چشمم برود
بل که در هر چه نگه می کنم آن می بینم ۳
جهل مطلق بود از خانه به بستان رفتن
تا گلستان تو بر سرو روان می بینم ۴
وگر از دست رقیبت که سرش کوفته باد
آشکارا نتوان دید نهان می بینم ۵
بی تو گر روشنی از چشم نزاری برود
سهل باشد که به چشم تو جهان می بینم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸۶ - چه حالت است ندانم به خواب می بینم
گوهر بعدی:شماره ۸۸۸ - شد در سر کار تو هم دنیی و هم دینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.